ترانه‌ی آدم‌زده

هر جا میرم هرکی ازم میپرسه
میگم تو خوب بودی من آدم‌بده‌ام
رفتی و بد بی‌کس و تنها شدم
یه آدم رومخ و آدم‌زده‌ام

تمام کوچه های شهرو گشتم
با پیرهنی که از تو یادگاره
تمام خاطراتو دوره کردم
با قلبی که واسه تو بی قراره

هرجا میرم می‌شینم از تو میگم
از آدمی که کل زندگیم بود
با یه نگاه بدجوری عاشقم کرد
این همه ی قصه ی عاشقیم بود

شهرو میگردم پی ردپاهات
با دلی که غرق تلاطم شده
یه مرد کافه‌گرد و تنها شدم
که خسته از نگاه مردم شده

قدم زدن برای من مشکله
تو شهری که عطر تو رو نداره
ناراحت و بی‌رمق و کلافه ام
کاشکی خدا تو رو واسم بیاره

سراپا زندگیم غرق شکسته
تو تقدیرم نوشته بی تو بودن
نمیدونم چرا رفتی ولی من
خوشم با خاطرات با تو بودن

می‌شینم و گذشته رو میخونم
از رو کتابی که توی ذهنمه
رفتی و گفتی این تو این زندگی
نگفتی روبروییت هم آدمه

من هر شب قصه‌مونو می‌نویسم
تو هر شب با یه جمله برمیگردی
امیدوارم یه روزی بشنوم که
تو هم هیچوقت فراموشم نکردی

آ د م ز د ه
سید ابوالفضل معاشی