تقدیم

تقدیم

من آینده‌ام رو تقدیم تو کردم
گذاشتم کل فردامو برا تو
یه دنیا عاشقم کردی از امشب
میذارم کل دنیامو برا تو

گاهی وقتا با یه عشق زمینی
هوای آسمونو میشه حس کرد
چه خوبه تا ابد هستی کنارم
کنار تو جنونو میشه حس کرد

چقدر شیرینه با تو راه رفتن
مسیری که به سمت عشق میره
قدم‌هایی که عطر خوب داره
دلامون پیش همدیگه اسیره

بهم گفتی منم عاشقت هشتم
با یه جمله منو بردی رو ابرا
منو کشوندی تا شهر محبت
فرستادی منو تو خواب و رویا

با تو پیری برام معنی نداره
جوون میمونه قلبم با نگاهت
فرشته‌ام میشی و تا آخر عمر
همیشه روبرومه روی ماهت

ترانه‌ی « تقدیم »
سید ابوالفضل معاشی

تلاش

 

نفس

نفس

هرکی منو میشناسه میدونه یه چیزیم هست
از بس که هرجا رفتم اسمت رو صدا کردم
عکس دوتاییمون منو مات خودش کرده
من واسه‌ی برگشتنت کلی دعا کردم

شیراز شهر عشقه اما واسه‌ی من نه
شیرازی که دلواپسی رو سهم قلبم کرد
شهری که کل آرزوهای منو خط زد
شیرازی که تو دریای تنهایی غرقم کرد

امروز بهم گفتن بیا فردا شاید دیره
شاید قرار نیست که دیگه چشمای تو واشن
این جمله‌ها تلخه برای قلب یه دختر
واسه منی که چشمای تو کل دنیاشن

گفتن بهم سخته می‌دونیم اما باید گفت
با رفتنش میشه به چند انسان نفس بخشید
گفتم تو هم حتما همین رفتن رو دوست داری
این رو میشه از خاطرات خوبمون فهمید

حالا منم با عکسایی که یادگاری شد
حالا منم اونی که باید سر کنه بی تو
تو دنیایی که خالیه از خنده‌هات باید
یاد تو هر شب گونه‌هامو تر کنه بی تو

شش ماهه رفتی و هنوزم تو زمستونم
بعد از تو تو تقویم من دیگه بهاری نیست
دوریت خوشبختی رو واسم خواب و رویا کرد
تو قلب من بعد از تو آروم و قراری نیست...

سید ابوالفضل معاشی

 

پرواز