مسکن

مسکن
نقشه رو هر جوری که میخونم
کنج چشمات نشونی گنجه
هر نگاهت مسکنه واسم
تو جهانی که جابهجاش رنجه
هرجا و رو به هر طرف میرم
قطبنماها تو رو نشون میدن
چشمکات عین زلزلهان واسم
قلبمو بدجوری تکون میدن
وقتی زل میزنی توی چشمام
جشن بیچون و بیچرای منه
خونه واسم مثه پارادایسه
وقتی آغوش تو برای منه
ابری باشه یا آفتابی باشه
وقتی تو پیشمی هوا ملسه
عاشقا حرف من رو میفهمن
اما مردم میگن فقط هوسه
در ازای یه لحظه دیدن تو
متهم ممکنه به حرف بیاد
غیرممکن میتونه ممکن شه
زیر آفتاب میتونه برف بیاد
من که میخوام یه شب همه چیمو
با دو تا چشم تو عوض بکنم
روز و شب دیدن تو کارم شه
هی نگاهت کنم تا حظ بکنم
سید ابوالفضل معاشی
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 21:38 توسط سید ابوالفضل معاشی
|
خواستم بگویمت، دیدم سینه به سینه نقل کردنت سال ها زمان می برد. پس تصمیم به نوشتنت گرفتم...